طوایف بهمئی
ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٧ 

بهمئی ها در مناطق بهمئی سردسیر(دیشموک) ، بهمئی گرمسیر(لیکک) و قسمتهایی از خوزستان(صیدون) زندگی میکنند. اکثریت این مناطق را بهمئی ها تشکیل میدهند اما در کنار آنها طوایف دیگری هم وجود دارند که البته به نسبت بهمئی ها در اقلیت هستند.برای نمونه طوایف ساکن در بخش دیشموک به سه دسته  تقسیم می شوند که عبارتند از:

 بهمئی ها ، سادات ، طیبی ها و  که در این بین ، بهمئی ها بیش از 97 در صد از جمعیت این بخش را به خود اختصاص داده اند .   

1-    بهمئی ها : شامل خان ها ، عالی محمد ،علاء الدین ، کمایی ، محمد موسی  ، نری میسا و نوروزی که محل زندگی و تقسیمات فرعی انها به شرح زیر می باشد:

الف- خان ها : در شهر دیشموک و حومه ان یعنی گراب ساکنند. که به چند خانواده بزرگ زیر تقسیم می شوند :

 اسدخان ، جعفر خان ، راشدخان و شریف خان : که سه تای اولی در دیشموک ساکنند ، اما خانواده شریف خان در گراب زندگی می کنند.

ب-  عالی محمد (عالی ممد)aali momad: شامل تیره های زیر می باشد .

-   علی خان : محل سکونت انها دره گرو   (dareh gero)و مورخانی می باشد.

-     صالح : محل سکونت انها ده قاضی و باغ کلک   (baghe kalak)می باشد.

-     محمد جعفر ( مه جافر )   (mah jafar) محل سکونت انها دره گرو و مورخانی می باشد.

-  ملا طاهر : در سربیشه ، مله طاویس  (melay tovice) و مله گوراب زندگی می کنند.

-   عده ای از عالی ممدها نیز در درغک و اسفندان  و دیگر دهستانهای همجوار آنها  زندگی می کنند.

پ - علاء الدینی ها : دلی ، سرگچ ، سردو ، سرهنگ ، سرپر نعمت الهی ، رود ایوک و رود سمه محل سکونت انهاست.

ت - کمایی ها : محل سکونت انها دره دهاب، امیر اباد و تلخاب می باشد . و تعدادی از انها تابستان خود را در مناطق سردسیری شرنگ گرنگ(sherong gerong) و برد سفید سپری می کنند.

ث - محمد موسی(مدمیسا)(madmisa) :   دهنو ، دره گرو وسربیشه محل سکونت انهاست و سرحدشان برد سفید ،موردراز و کرنگ  (kerang)  می باشد.

ج - نریمیسا(narimisa) : سرغل  (sarghol)   دشتک ، موردراز و دیشموک محل سکونت انهاست.

چ -  نوروزی ها : به سه تیره عمده یعنی شیخ حسن ، ملک(malek) و مرو تقسیم می شوند.

- تیره شیخ حسن(شامل دو خانواده بزرگ بنام خاندان داوود و خاندان سبزعلی می باشند) : در دیشموک، دشتک ، لیراب ،چندار، ریزک، رخ رش، تنگ تی و تنگ سوخته زندگی می کنند.

-  تیره مرو : ده احمد ،بردله و ده تل محل زندگی انهاست.

 تیره ملک : محل سکونت انها شهولی، شهسواری و ریزک است . جایگاه قدیمی شان تنگلا  بوده که الان خالی از سکنه می باشد. سرحدشان دل افروز است که مرمیسایی ها و نری میسایی ها نیز در انجا حضور دارند.

2-    سادات: شامل ، سادات عباسی،‏‏ درویش ها ، سادات میرسالاری و  سادات شاه غالب میباشد . .

سادات عباسی در دیشموک و امیر اباد و سادات میرسالاری در فارتق ساکنند . درویش ها  در گراب و تنگ گوردالو ساکنند.  اما سادات شاه غالب در سیلاب وکلوار زندگی می کنند که اخیرا بخشی از ان از بخش دیشموک جدا شده و به بخش مارگون یاسوج پیوسته است.

3- طیبی ها : بخش اندکی از طیبی ها در شهر دیشموک و اجم زندگی می کنند. و مابقی انها در بخشی دیگر بنام چاروسا به مرکزیت قلعه رئیسی مستقرند .

برگرفته از وبلاگ دیشموک بر گستره زیبایی

 

 


کلمات کلیدی: دیشموک ، بهمئی ، طوایف بهمئی
 
ایل من
ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٧ 

 سرزمین ایلات کهگیلویه و بویراحمد در شمال و مغرب ممسنى قرار دارد، در این سرزمین، سه گروه بزرگ عشایر لُر به‌نام‌هاى جاکی، باوی و آقاجری سکونت داشتند. ایل جاکى خود به دو قسمت: چهار بُنیچه و لیراوی تقسیم مى‌شد. چهار بُنیچه، گروه‌هاى بویراحمدی، چرامی، دشمن زیارى و نوئى را در برداشت که در مشرق منطقه زندگى مى‌کردند. طایفه‌هاى مختلف ایل نوئی به‌تدریج در سایر ایلات لُر حل شدند و امروز از موجودیت ایلى آنها خبرى نیست.  لیراوى شامل لیراوى کوه و لیراوى دشت بود که در غرب منطقه به‌سر مى‌برند. امروز ایلات بهمئی، و طیبى در قلمرو لیراوى‌ها سکونت دارند. اکنون طوایفى که برجاى مانده‌اند عبارت است از: بویراحمد (عُلیا و سُفلى و گرمسیر)، چرام، بابوئی، دشمن زیارى و طیبى و بهمئی، که بیشتر آنها در منطقه کهگیلویه به‌صورت کوچ‌نشینى و نیمه کوچ‌نشینى به حیات خود ادامه مى‌دهند .(ت فیروزان ترکیب و سازمان ایلات و عشایر ایران، ایلات و عشایر، آگاه، ۱۳۶۲ ص ۳۳ تا ۱۸.) 

ایل بهمئی از شمال به خاک بختیاری از شمال غربی به جانکی و گرمسیر چهار لنگ بختیاری از مغرب به شهرستان رامهرمز از مشرق به سردسیر طیبی و از جنوب به سرزمین گرمسیر طیبی و بهبهان محدود است.
ایل بهمئی با داشتن ۳۰۴۱ خانوار عشایری که به چهارتیره ، ۲۹ طایفه و ۳۶۱ دهه تعلق دارنددارای مرتبه دوم در بین ایلات استان می باشد. مناطق ییلاقی و قشلاقی این ایل عمدتا در شهرستان کهگیلویه واقع گردیده و قسمت کمی از آن نیز در محدوده استان خوزستان قرار گرفته است.
این ایل در غرب استان استقرار یافته و با توجه به رشته کوه های مرتفع سیاه و سفید که مرکز آن قرار دارد، به دو منطقه بهمئی احمدی و بهمئی محمدی تقسیم شده است. بهمئی احمدی نیمه جنوبی و بهمئی محمدی نیمه شمالی ناحیه را در بر می گیرد.

سرزمین این ایل در مغرب کهگیلویه واقع است، حدود ۲۷۳۷ کیلومتر مربع وسعت دارد. جمعیت آن ۳۷،۳۶۷ نفر است که از سه تیره مشتمل بر۱۳ طایفه و تعدادى متفرقه تشکیل گردیده است. ۸۵ درصد جمعیت بهمئى کوچ‌نشین هستند و نسبت کمى هم به‌منظور آب آشامیدنى و علوفه براى دام تا شعاع چند کیلومتر از مرکز کوچ مى‌کنند.  کوچ‌نشینان در سیاه‌چادر به‌سر مى‌برند، هر چادر به یک خانواده (بهون) تعلق دارد مجموعه چند خانواده (بهون) یک مال را تشکیل مى‌دهد. ایل بهمئى سه ماه سال (خرداد تیر و مرداد) را در سرحد که منطقه کوهستانى و سرد است به ‌سر مى‌برند، ماه‌هاى اردیبهشت و خرداد در سردسیر که بین سرحد و گرمسیر واقع است مى ‌گذرانند و ۵ ماه آبان، دی، بهمن و اسفند و قسمتى از ماه فروردین را در گرمسیر هستند. عشایر بهمئى به گویش لرى سخن مى‌گویند. همه مسلمان و پیرو مذهب شیعه اثنى عشرى هستند.(رجوع شود به: نادر افشار نادرى - مونوگرافى ایل بهمئی، بخش تحقیقات عشایرى مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعى سال ۱۳۴۷ ص ۱ تا ۱۷).

 


کلمات کلیدی: ایل بهمئی
 
بهمئی
ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٧ 

خاک بهمئی در سرزمینی افتاده که «کُهْ گیلویه» نامیده می‌شود. کوه گیلویه در جنوب خاک ایران، میان فارس و خوزستان وبختیاری گسترده شده است. خاک بهمئی از شمال می‌زند به سرزمین بختیاری و از شمال باختری به «جانکی» و گرمسیر «چهارلنگ» بختیاری. جنوب خاکش گرمسیر «طیبی» و شهرستان بهبهان است و باخترش شهرستان «رامهرمز» خاور آن هم سردسیر «طیبی» است.

سرزمین بهمئی را کوههای بلند و دره‌های ژرف و تپه‌ها و دشتهای بی‌‌‌‌شمار پوشانده و چشمه‌سارها سبزین و خرمش کرده‌ است. هوایش سرد است و لطیف، آبش گوارا و سالم.

 

 «دیشموک» «مُمْبی»، «تنگ چویل»، «تنگ سولک» (تنگ سرواک)، «چادر دره»، «رود کپ»، «رود تلخ»، «غارن»، (قارون)، <<درغک و اسفندان>>  «مارخانی» و کوه‌های «برد سپید» (سنگ سپید)، «کوه سیاه»، «برد کوه» (کوه سنگی) و ……که آب و هوایی سرد دارند، جای تابستان بهمئی هاست، و دهستان‌های «کَتْ»، «لِکَکْ»، «بُلفِرِسْ» (ابوالفارس)، «باو احمد» (بابا احمد)،  «سِیْدون»، «علا»، «واجل»، «تلاور»(طلاور) و «جایزون» و … که هوای گرم ملایم دارند جای زمستانی ایل بهمئی است.

بهمئی‌‌‌ها چند گونه خانه‌‌ دارند « اشّکفّتّ»، « بُهّون» « کَپَرّ» و « توُ» ابتدایی‌‌ ترین و طبیعی‌ ترین آنها « اشکفت» است. اشکفتها غارهایی است در دل کوه و بیشتر در سرزمین ییلاقی ایل بهمئی، که در پناه آن تنگدسترین مردم آن ایل آرام می‌‌گیرند.

 

نان‌پزی و خوراکی های بهمئی

زنان در ایل پخت نان را به عهده دارند و نان‌پز هر خانواده و سیاه‌چادر زنان همان سیاه‌‌چادرو خانواده‌‌اند. مگر در خانواده‌های خانها و خانزادگان که نان آنها را زنان خدمتکار می‌پزند.

تنور نان‌پزی بهمئی ساده است و آن چاله‌یی است که درون چادر یا « کپر» یا « تو» کنده شده. دور تنور سه پارچه سنگ می‌چینند تا ساج نان را روی آن بگذارند. این سنگها را « کُچَکُ» می‌نامند.

 

ابزار کار نان‌پزان « تَوکَ» و « تیر»‌ و « تاوه» و « سفره» است و « توک» تخته‌یی است تخت و هموار و پایه‌دار که چانه خمیر را روی آن باز و تنک می‌ کنند. « تیر» نورد یا وردنه نان‌پزان است زنان با تیز چانه خمیر را تنک و نازک می‌کنند. « تاوه» همان تاته و یا ساج است که نانها روی آن سرخ و پخته میشود. « سفره» دستبافی است از پشم گوسفند با موی بز که چانه‌های خمیر روی آن چیده می‌شود.

نانهای بهمئی از آرد گندم و آرد بلوط است. نامی‌ترین و همگانی‌ترین آنها نان « تیری» و « بلبلی» و

<< گرده>> و شلشلی و«تپو» و « کلگ» و « بَرْکو» است.

« تیری» نانی است گرد و نازک و مانند نان لواش تهرانی.

« بلبلی» نانی است گرد، و ستبرتر از نان تیری.

« تپو» یا تافتدون نانی گرد و کلفت است. تبدون را پس از پخته شدن روغن سرخ شده می‌مالند و شکر می‌پاشند.

« کلگ» نانی است که از آرد بلوط پخته می‌شود و رنگش تیره و سیاه است.

« برکو» نانی است گرد و کوچک و ستبر.

 << گرده>> نانی است قطور که که از قرار دادن خمیر زیر خاکستر داغ  حاصل می آید.

<<شلشلی >> نانی است که از خمیر آرد بسیار نرم بدست می آید و پس از پخته شدن روغن سرخ شده می‌مالند و شکر می‌پاشند.  

همگانی‌ترن نان خورشهای بهمئی « شیر و برنج»،

 « دووا» ( آش دوغ)،

« کله‌جوش»، ( دوغ پخته با روغن و پیاز و تخم‌مرغ)، 

« کلگ گوشت» ( ترید آبگوشت با کلگ)،

 « کله‌جوش» ( دوغ پخته ترید نان بلوط)،

 « لیوی» ( آغوز پخته و سفت شده)،

« هُرَّه» ( آش برنج با طمع کارده) می‌باشد.

 

 زبان و مذهب

بهمئی‌ها شیعه مذهبند. احکام و مناسب مذهبی را تا آن جا که شناخته‌اند، پذیرفته‌اند، بهمئی های ده‌نشین و کشاورز در انجام مراسم مذهبی تا اندازه‌‌یی از بهمئی‌‌‌های چادر نشین استوارترند.

راهنمایان مذهبی ایل ملاها هستند. ملاها ده‌نشین‌‌اند و سید، و بیشتر از طایفه « سادات» ایل بهمئی. آنان غالباً خواندن و نوشتن را آموخنه‌اند و یکی دو کتاب مذهبی نیز خوانده‌‌اند. گذران زندگی ایشان از کمکهای نقدی و جنسی مردم است، مگر بخی که به کشاورزی و دامپروری می‌پردازند.

بهمئی‌ها به گویش لری سخن می‌گویند. گویش آنها با گویش ایلها و طایفه‌های همسایه ( طبیعی، بویر احمد، چرام و….) تا حدی شبیه است و با گویش لر بختیاری و لرستانی فرقهایی دارد.

 

 

 

 

با هم میهنان خود ‌آشنا شویم

ایل بهمئی

ازانتشارات اداره فرهنگ عامه 

علی بلوکباشی

 

برگرفته از وبلاگ دیشموک بهشت گمشده


کلمات کلیدی: بهمئی ، دیشموک